السيد محمد حسين الطهراني
115
امام شناسى (فارسى)
خداوند ماهيت زردآلو را زردآلو نكرده است ، بلكه ايجاد زردآلو نموده است ، خوب بر آن دلالت دارد . بنابراين بدون ذرّهاى از استحقاق ذاتى ، پروردگار عليم موجودات و از جملهء آنها افراد انسان را متفاوت آفريد ؛ و هر كدام از آنها از جمله پيامبران را كه در قابليّت و استعداد خدادادى از همه قويتر بودند در راه تكاملى خود به امتحاناتى سنگينتر و ابتلآئاتى عجيبتر و مجاهداتى فرسايندهتر به راه انداخت و آنان با قدم اطاعت و اختيار اين راه را پيمودند و اين سبيل را طىّ كردند . و بالأخره چون كمال اختصاص بهخدا دارد و بس ، اين كمالات چه از انبيآء و چه از غير انبيآء مرجعش بهخداست و بس « 1 » . خداوند در انبيآء تجلّى فرموده بهتجلّى تمام و در پيامبر اسلام تجلّى فرموده بهتجلّى أتمّ و اكمل و در ساير موجودات بتجلّيّات متفاوته ، نه آنكه خدا چيزى را از خود خارج نموده و به آنها وارد نموده باشد يا ملكيّت صفتى و ملكهاى را از خود سلب ، و به آنان منتقل نموده باشد . « لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ » ( سوره الاخلاص ( 112 ) آيه 3 و 4 ) . نزائيده است و زائيده نشده است و هيچكس براى او همتا و انبازى نيست . پس در عالم توحيد غير از ذات مقدّس حضرت احديّت ، هيچ موجودى از پيش خود چيزى ندارد تا مستحقّ مدح گردد نه انبيآء و نه غير انبيآء . ؛ همه از خداست و راجع به خداست . « لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولى وَ الْآخِرَةِ » ( سوره القصص ( 28 ) قسمتىاز آيه 70 ) . در نشئهء اولى و در نشئهء آخرت حمد و سپاس اختصاص بهذات مقدّس پروردگار دارد . بلى اين مدح و افضليّت و اشرفيّت در عالم كثرت و ظهور موجودات بر حسب اختلاف كثرات و اعتبارات است و معلوم است كه چون پيامبران از همه موجودات گنجايش وجودى آنان بيشتر ، و ادراك و علمشان افزونتر ، و مجاهده و ابتلائاتشان بيشتر است افضل و اشرف همه موجودات هستند . « وَ الحَمْدُ لِلَهِ أوّلَاً و آخِراً وَ ظَاهِراً وَ باطِنًا » اينها مطالبى بود كه راجع بهعصمت كليه براى انبياء عليهم السّلام بيان كرديم [ 1 ]
--> ( 1 ) شيخ محمّد جواد مغنيّة در كتاب « الشّيعة و التّشيّع » ص 37 و 38 چگويد : عصمت ، قوّهاى است كه صاحبش را از وقوع در معصيت و خطا باز ميدارد ، به حيثى كه واجبى را ترك نمىكند و حرامى را بجا نمىآورد ، با اينكه قدرت بر ترك و فعل دارد ؛ و الّا مستحقّ مدح و ثواب نمىشد . يا اينكه بگو : معصوم ، در اثر تقوى به مرتبهاى رسيده كه شهوات و هواى نفس بر او غلبه پيدا نمىكند ، و در علم به شريعت و أحكام آن به درجهاى رسيده كه با آن درجه أبداً خطا نمىنمايد . و در تعليقه گويد : امام خودش را توصيف مىكند كه : ما وَجَدَ النَّبىُّ صَلَّى اللَهُ عَلَيهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ ، لى كَذْبَةً فى قَوْلٍ وَ لا خَطْلَةً فى فِعْلٍ ؛ وَ كُنْتُ أتَّبِعُهُ اتِّباعَ الْفَصيلِ أثَرَ امِّهِ ، يَرْفَعُ لى كُلَّ يَوْمٍ نَميرًا مِن أخْلاقِهِ ، وَ يَأْمُرُنى بِالاقْتِدَآءِ بِهِ . و اينست معنى عصمت نزد شيعه ؛ نه دروغى در گفتار ، و نه لغزشى در كردار